عز الدين حسينى زنجانى
22
معيار شرك در قرآن (فارسى)
پس از اين جريان به اين دانش جو گفتم : من با يكى از فضلاى حوزه مختصرى در جواب مىنويسم و به وسيلهء همان فاضل روحانى براى آن استاد مىفرستم . اين كار انجام شد تا بعد از سه چهار روز آن استاد همراه دانشجوى ادبيات به منزل ما آمدند پس از تعارفهاى معمولى به استاد گفتم : دعاهايى كه از ائمهء ما روايت شده و بسيارى از آنها شامل اينگونه تعبيرات هستند و چه بسا در حد تواتر معنوى قرار دارند ، اگر فرمايش شما را قبول كنيم ، يكى از دو محذور ، يا يكى از دو تالى فاسد زير لازم مىآيد : 1 . يا بزرگان علماى ما مانند شيخ طوسى و سيّدبن طاووس و امثال آنان از اصحاب معاصرِ ائمهء اطهار و راويانِ اينگونه احاديث اصولًا متوجّه اين معنا نشدهاند كه مضامين اين دعاها شركآور است . 2 . يا اين كه - العياذ باللَّه - متوجّه شدهاند ، ليكن براى حفظ جاه و موقعيّت خود ، مردم را آگاه نكردهاند . حال شما استاد محترم دانشگاه كداميك از دو محذور را به اين بزرگان روا مىداريد ؟ پس چه نيكوست كه با احتياط فراوان و انديشهء عميق در اينگونه موارد قدم برداريد و سخن بگوييد . جلسهء اوّل ملاقات ما با اين گفتوگو پايان يافت . پس از گذشت زمانى استاد نامبرده اوراقى را تنظيم و براى اين جانب ارسال داشت . اوراق مزبور پُر بود از آيات قرآنى مانند « أَلَيْسَ اللَّهُ بكافٍ عبده » و . . . . آيات در يك نگاه سطحى و به تنهايى دلالت به مطلب اين استاد داشت و موجب وسوسه مىگرديد ، امّا در تأمّل و سنجش آيات مزبور با ساير آيات قرآن روشن مىشد كه نه زيارت جامعه و نه دعاى فرج هيچ كدام